مردی که خیالش راحت بود
روزانه های وطنی به نام من!
راندمان
دوشنبه سی و یکم تیر 1387 0:5
راندمان امروزم، از جمع راندمان های چند ماه گذشته ام بالاتر بود.
خیلی خسته ام. ولی دوست دارم این خستگی رو.
نوشته شده توسط مردی که خیالش راحت بود
| لینک ثابت |
هوش یا بی مسئولیتی!
شنبه بیست و نهم تیر 1387 8:3
نمی دونم باید چه حسی داشته باشم.
خوشم بیاد و حال کنم یا اینکه اعصابم خورد باشه.
یک هفته وقت داشتم دو تا کار رو انجام بدم. هیچ غلطی نکردم.
جمعه شب، تازه اونم آخر شب، می شینم پاش و دو ساعته تمومش می کنم.
خیلی بیشتر از اینا باید وقت می گرفت. من هم از هیچ جای کار کم نذاشتم، ولی خوب، خوب جمعش کردم.
بعد می مونم که باید به خودم چی بگم؟
نوشته شده توسط مردی که خیالش راحت بود
| لینک ثابت |
تفاوت
چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 12:48
امروز:
واسه پر کشیدن من
خواستی آسمون نباشی
حالا پرپر می زنم تا
همیشه آسوده باشی
دیروز:
واسه قد کشیدن تو
عمریه که من زمینم
داری می رسی به خورشید
اما من بازم همینم..
نه دیگه پا می شم این بار...
....
جفت این ترانه ها رو یه نفر خونده.
تفاوت دیدگاه ها و شخصیت ها رو در نسل ها رو به راحتی می شه تو ترانه ها پبدا کرد.
نوشته شده توسط مردی که خیالش راحت بود
| لینک ثابت |
ادامه
شنبه بیست و دوم تیر 1387 0:1
هزار بار قراره شروع کنی، اما نمی شه.
یک بار هم که همه چی مساعد شده و تمام تلاشت رو می کنی ومیای که راه بیافتی،
یهو یه چیزی میاد گرمپی می کوبه تو سرت و می ندازتت.
تا به خودت بیای، می بینی که این فرصت هم رفت و انگار باید منتظر یه فرصت دیگه تو هزار تای بعدی باشی.
نوشته شده توسط مردی که خیالش راحت بود
| لینک ثابت |
