مردی که خیالش راحت بود
روزانه های وطنی به نام من!
ما در عکس، زیر باران گم شده بودیم
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 14:51
پنج شنبه است، مثل همه ی پنج شنبه های دیگر، ساکت و دلگیر! خیال می کنم با کسی قرار دارم. انگار قرار است باران ببارد و کسی را در باران ملاقات کنم. بدجوری به این پنج شنبه ها عادت کرده ام. ردپایی در روزهای پشت سرم هست که به پنج شنبه می رسد و همیشه کسی از پشت سر، از عمق یکی از این پنج شنبه ها صدایم می زند. و من چقدر دلم می خواهد تو همان کسی باشی که قرار است در باران ملاقات کنم.
.....
فریاد شیری- ما در عکس، زیر باران گم شده بودیم- نامه یازدهم

نوشته شده توسط مردی که خیالش راحت بود
| لینک ثابت |
