مردی که خیالش راحت بود
روزانه های وطنی به نام من!
آشوئیتس
دوشنبه دهم تیر 1387 12:57
دیروز هم بدی نبود، راندمان بالا نبود، ولی خوب خیلی از کارام رو انجام دادم. به نسبت هفته های پیش خیلی عالی بود.
تو تاکسی و آخر شب رو فعلن دوست نمی دارم. چون آدم می ره تو فکر.
می بینی که داری تلاش می کنی، ولی نمی دونی برای چی، به چه دلخوشی ای، برای به دست آوردن چی.
....
از دوستانی که شاهد جون کندنم هستن و تشویقم می کنن خیلی ممنونم!
نوشته شده توسط مردی که خیالش راحت بود
| لینک ثابت |
