با تشکر از لیلی که منو به این بازی دعوت کرد. الان قراره از قانون هام بگم.
سوال سختیه. شاید آدما قانونای زیادی داشته باشن تو مرام خودشون که بدونن چیاس، ولی بیانش به این راحتی نیست.
به نظرم، قانون های هر مرامی تعریف هایی هستن که از اصول اون مرام نامه نتیجه میشن. واسه همین تو این چیزایی که نوشتم اصول و تعریف ها و قانون ها رو با هم آوردم. اگه خودخواهم ببخشید دیگه...
1- دوتا لذت اصیل رو تاحالا پیدا کردم: یکی کمک کردن و اون یکی احساس رضایت از خودم. بقیه لذت ها تعریفی هستن و بنا به تعریف آدما فرق می کنن. هرجا تو زندگی انرژی کم میارم باید از اینا کمک بگیرم.
2-تنهایی یه اصله، پس الکی واسه پر کردنش وقتتو تلف نکن.
3-خودتو که دیگه نمی تونی خر کنی! ( این قانون بعضی جاها دهنمو صاف کرده ها! همیشه دنبال واقعی ترین دلیل هر چیزی تو خودم و دیگران هستم و این باعث شده بسیار رک و روراست باشم و این باعث از دست دادن خیلی چیزا شده تو زندگیم)
4-ذهنم اونقد ضعیف و ارزشمنده که نمی خوام با دروغ گفتن همیشه ذهن و وقتم رو درگیر این کنم که بعدن حواسم باشه بهش. واسه همین دروغ نمی گم. شاید با تذکر به اینکه چیزی هست، چیزی نگم، اما دروغ نمی گم.
5-به زندگی کردن ایمان دارم. تو خوشی ها باید دیگران رو سهیم کرد و تو سختی ها دم نزد.
6-خندیدن و خندوندن یه قانونه.
7-خوب بودن رو ارزش می دونم و همیشه باید خوب باشم. حتی زمانی که یکی بهم بدی کنه باز اگر بتونم بهش کمک می کنم. این داستان تا زمانی که حس نکنم طرف داره سو استفاده می کنه یا فکر می کنه احمقم و یا توقع وظیفه بودن این خوبی رو داره ادامه داره. در مقابل خوبی کردن هم هیچ توقعی ندارم چون برای خودمه که دارم این کارو می کنم.
8-وقتی فکرم می گه یه چیزی درسته، درسته! حتی اگه همه بگن اشتباهه و عمل کردن به اون فکر بهای سنگینی داشته باشه، باز فکرم درسته و چون قرار نیست خودم رو خر کنم باید بهش عمل کنم.(جدیدن یکمی محتاط ترشدم ).
9-حرف زدن در مورد چیزی که نمی دونم رو بزرگترین حماقت می دونم.
10-تنها راه فرار از روزمرگی، روزمره نشدنه فکر و خود آدمه.
11-بزرگترین نامردی خیانت به کسیه که بهت اعتماد کرده
12-هر آدمی تو یه نقطه وایساده، یه سری دایره با شعاع های مختلف دورش هست که باید آدمای مختلف رو تو این دایره ها قرار بده. هرچی دایره ها بهت نزدیک تر باشن، آدمای توش بهت نزدیکترن. به همین راحتیا کسی به این دایره های نزدیکم نمی رسه مگه اینکه ارزش داشته باشه.
13-به محض اینکه حس کنم، نیازی بهم نیست می رم. حتی اگه لازم باشه از خیلی چیزا بگذرم.
14- همیشه یه راه حل هست. فقط باید پیداش کرد.
15- زندگی یعنی مشخص کردن مرزها در هر چیزی.
....
منم این دوستان رو اگه هنوز اینجارو می خونن به بازی دعوت می کنم:
رپ رپه- زیروبم - آبی خاکستری سیاه- رونوشت بدون اصل- وحشیانه خندیدن
